مرتضى راوندى
225
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )
مقصود ما همين است كه دين را با فلسفه موافقت ، و شريعت حقه را از آلايش اوهام و خرافات شستشو دهيم تا پايدار بماند و مورد قبول عقلا و دانشمندان ملل عالم قرار گيرد . يك نظر ديگر هم داشتند كه در آغاز رسايل تصريح كردهاند ، عبارت از اينكه فلسفه چون از زبانى به زبان ديگر آمده حقايق ، نامفهوم و پيچيده گشته و تحريفات در آن راه يافته است و ما مىخواهيم مقاصد اصلى فلاسفه را پوست باز كرده بيان كنيم تا درخور فهم گردد . . . اعضاى انجمن ، در انواع علوم و فنون كه در آن عصر متداول بود و همچنين در معارف مذهبى و تاريخ ملل و شرايع و اديان دست داشتند و گرد هم نشسته مسائل عقلى و دينى و اجتماعى را مطرح و با دقت و تبادل نظر در آنها خوض مىكردند و در پايان بحث و كنجكاوى دقيق ، هرچه به نظرشان پسنديده و درست مىآمد ، بر آن اتفاق مىنمودند ، نتيجه افكارشان به صورت مقالات و رسالهها بيرون آمد كه امروز هم در دست است . رسايل اخوان الصفا مشتمل بر 51 مقاله است . پنجاه مقاله ، هركدام مربوط به يكى از فنون طبيعى و رياضى و الهى و مسائل عقلى و اجتماعى و غيره و مقاله پنجاه و يكم در اقسام مسائل ديگر به ايجاز و اختصار سخن رفته و در ذيل مقالات ، كيفيت معاشرت اخوان الصفا و خلان الوفا و شروط داخل شدن در انجمن آنها نوشته شده است . پارهيى از مقالات به حدّى پخته و استوار به قلم آمده كه بعد از حدود هزار سال ، اكنون هم مورد قبول و پسند علماى جهان است و حدود فكر و اطلاعات بشرى پس از ده قرن وارسى و كنجكاوى ، هنوز بجايى افزونتر از آنها نرسيده است . از روى اين گونه نمونهها مىتوان به دست آورد كه مسلمين به مدت دو سه قرن ، تا چه پايه در معارف بشرى پيشرفت كرده بودند . مؤلفان رسايل ، نام خود را آشكار نمىساختند اما در نشر افكار و عقايد خويش ساعى بودند و مقالات آنها به مدتى حدود يك قرن در سراسر بلاد اسلامى انتشار يافت و فكرها را به خود متوجه كرد و در مجامع علمى و دينى گفتوگوها برپا ساخت . كسانى كه با فلسفه سروكار داشتند مخصوصا معتزليها در نشر اين رسايل همت گماشتند و هرجا مىرفتند پنهانى نسخى را همراه مىبردند يا به رازدارى سپرده به بلاد دوردست مىفرستادند . » « 1 » دعوت به جمعيت جمعيت اخوان الصفا به كسانى كه مستعد درك مقاصد آنها بودند مىگفتند : « ما را كتابى ديگر است كه در آن هيچكس با ما شريك نيست و كسى جز ما آن را نمىفهمد . . . اگر تو اى برادر نيكوكار رحيم ، آهنگ
--> ( 1 ) . غزالىنامه ، جلال همائى ، ص 83 به بعد .